3 سرطان 1403

Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

* شعر انواع مختلف دارد.  در زیر برای آشنایی خوانندگان به شماری از گونه‌های شعری به صورت فشرده اشاره می‌شود.

نویسنده: محمودجعفری

شعر آزاد

شعر آزاد (free verse) شعر فارغ از قید وزن وقافیه كه به ضرباهنگ و موسیقی كلمات توجه دارد. مصرع‌‏ها به حسب موسیقی كلام و متناسب با مضمون كوتاه و بلند می‏شود.  به این نوع شعر “شعرشاملویی” و شعر نیز می‏‌گویند. شاملو و بیژن جلالی از نخستین شعر آزاد سرای فارسی به شمار می‌‏آیند. اما نوع دیگری از شعر آزاد است كه از مصراع‌‏های موزون نا مساوی تشكیل یافته است. تكیة آن بر آهنگ گفتار طبیعی زبان -كه ازتناوب هجاهای تكیه دار و بی‏‌تكیه حاصل شده است-می‏باشد. این نوع شعر كه در اواخر قرن بیست شهرت یافت، ابتدا در ادبیات فرانسه به وجود آمد. شاعران سدة نزده با شكستن قالب‏های سنتی و ایجاد تعدیل در وزن و قافیه شعر در پی خلق شیوة جدیدی برآمدند. نظم موزون اسكندرانی (مصراع 12 هجایی) را بر هم ریختند و شعری با مصراع‏‌های غیر متساوی به و جود آوردند. “آرتور رمبو” نخستین شاعر آزاد سرای فرانسه است كه نخستین شعرآزادش را در سال 1886 م سرود. به دنبال او شاعران آزادی‌خواه دیگری در امریكا وانگلیستان این شیوه را ادامه دادند و اشعاری با مصراع‏‌های كوتاه و بلند سرودند و شمار هجا‏ها را مطابق دلخواه خود اضافه كردند. برخی از محققین بر این باورند كه شعر آزاد فرانسه از ترجمة كتاب مقدس “شاه جیمز” الهام گرفته است چه این كه در ترجمه شاه جیمز  خصوصاً بخش سرود سلیمان و مزامر از شعر آزاده استفاه شده است. بعض دیگر از دانشمندان والت ویتمن شاعر امریكایی را آغازگر شعر آزاد در امریكا می‌‎‏دانند. به عقیدة این‏ها، ویتمن در سال 1855 م كتاب “برگ‌های علفزار” را سرود.

شعر بی‌‏زبان

وقتی شعر گفته می‌‏شود، همة ذهن‌ها جانب قالب‌های تعیین شده در زبان رجوع می‏‌كنند. این تداعی ناشی از عادت و تعریفی است كه معمولاً از شعر انجام گرفته است. ولی در یك دریافت دقیق تر و با توجه به ذات شعر، در می‏‌یابیم كه شعر تنها در زبان نیست. شعر یك موضوع كلی است كه گاهی در صورت زبان شكل می‏‌گیرد وگاهی در اشیا نطفه می‏بندد و گاهی در مفاهیم و صور ذهنی اندام می‌گیرد. این دریافت، مبتنی بر نگاه واقع بینانه نسبت به ذات شعر می‌‏باشد. مطابق این دریافت، شعر “كلام موزون ومقفا” یا كلام “متكرر، متوازن و خیال انگیز” نیست. شعر “گره‏‌خوردگی عاطفه و تخیل در زبان آهنگین” نمی‌‏باشد. همچنان شعر حادثه‌‏ای نیست كه در زبان واقع شده باشد بلكه شعر یك نگاه عاشقانه است كه در هر پدیده‏ای امكان حضور دارد. شعر، زبان بی جسم است. بدون این كه خود را نشان دهد، هزار مفهوم را انعكاس می‏دهد و صدایش درگوش جان‌ها می‏‌نوازد. شعر امر “دریافتنی” است نه حسی. به چشم و گوش نمی‌توان به او دست یافت. هرچه برطمع افزون نماییم نمی‌‏توانیم به “قدرت بازو” حاصلش كنیم. خود می‌‏آید بی‏‌كه ما آن انتظارش داشته باشیم. مانند شبنم و سرسر صبحگاهی امر “سیال” و”خیال انگیز” است. “سبكبال” ما را تا  نا‏كجا‏آباد ‌. “زیبایی” اش را برماعرضه می‌‏كند و ما را “لذت” می‏بخشد. “خوشی”  نثارمان می‌‏كند. با “لطافت” طبعی كه دارد همه را در آغوش خویش می‌‏فشارد. منظرگاهش تا آسمان هفتم راه می‏‌پیماید. “بادپا” ما را تا عمق هستی خویش فرا می‌‏كشد. ناخود‏آگاه بر ما “تأثیر” می‏‌گذارد. هرگز “خشونت” و “زمختی” را نمی‌‏پذیرد. با سنگینی و “ثقالت” كاملاً مخالف است. روی بال پرنگان پرواز می‏كند. نمونه بارزش را در زیبایی یك گل، لبخند ملیح یك عاشق، خال لب یار، آواز پرندگان، نوك خامة یك نقاش، ساز تار یك موسیقی، می‌‏توان یافت.

شعر تجربی

شعر محسوس (یا شعر تجربی وعینی= concrete poetry) یكی از نمونه‌‏های شعری است كه طی چند دهة اخیر رواج یافته است و مقصود از آن شعری است كه شكل‏‌های گرافیكی حروف، واژه‌‏ها یا نماد‏ها به مفاهیم ذهنی شاعر، صورت عینی بخشد. هدف از آن جسمی ساختن مفاهیم از طریق شكل دادن به واژه‌‏ها و آوا‏ها می‏‌باشد. در این شكل هر نوع معنا، احساس و عاطفه می‌‏تواند در چارچوب اشكال گرافیكی معنای خاصی بیابد. كتاب”بینش دعا” از دیلن تامس (1914- 1953 م) شاعر انگلسی از همین نوع شعر به حساب می‌‏آید. این سبك اولین‌‏بار در سال 1952 م در برازیل مطرح گردید كه اگوستو دو كمپوس(1931 م-) شاعر و منتقد ادبی برازیلی از بنیانگذاران آن محسوب می‏‌شد. اگوستو دو كمپوس كه مالارمه، پاوندو آپولینر را استادان خود می‏دانست، در نشریة “نویگادرس” (كه خود پایه گذار آن بود)، می‏‌كوشید تا از طریق بازی با حروف، واژه‌‏ها و آمیزش چاپ آرایی و آواها، قالب خاصی را به وجود آورد. این جریان بعداً به “محسوس‏گرایی” شهرت یافت. پیروان این شیوه معتقد بودند كه شعر را باید به عنوان یك كل در نظر گرفت چرا كه “شعر ابزار بیان عمدی معنا نیست بلكه بیش تر تجربة بصری و آفرینش یك شئ است.” در این شیوه زمان و مكان توأمان به خواننده انتقال می‏یابند. برخی از اندیشمندان براین باوراند كه این شیوه مرهون علایم اندیشه نگاری چینی و نظریة گشتالت (كل) است.

 

 

 

 

لینک کوتاه:​ https://farhangpress.af/?p=9022

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات